دلهای بی قرار...
آسمان سربی رنگ / من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

چه گذشته ست به تو !؟ آه! خدا می داند
چه در آن وقت ِ شبانگاه ، خدا می داند

غیر از آن چاه کسی دردِ دلت را نشنید
گفته بودی چه به آن چاه، خدا می داند

بعد از آن واقعه ی تلخ تر از تلخ گذشت
زنـدگـیِ تـو به اِکـراه ! خدا می داند !

آرزویت شده بود اینکه از اینجا بروی
بشود عمرِ تو کوتاه ! خدا می داند !

زندگی بعد چنان واقعه ای سخت گذشت
تا چه حد سخت وَ جانکاه ، خدا می داند

من به قربانِ دلت! هیچ کسی، هیچ کسی،
نیست از قــلـب تو آگاه ، "خـُـدا" می داند

چـِـقـَـدَر صبر کند شیعه ی تو ، تا برسد
پسر فاطمه از راه ، خدا می داند ...

[ مـُ نــَ وَ ر ه الـ سـ ا د ا ت نــَ مـ ا ئـ ـی ]


[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 21:09 ] [ هادی ] [ نظرات ]

تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری
سر خود آینه را غرق تماشا ببری

مرده شور من ِ عاشق که تو را میخاهم
گور بابای دلی را که به اغوا ببری

چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم؟
به چه حقی مثلن شهرت لیلا ببری؟

به من اصلن چه که مهتابی و موی تو بلند
چه کسی گفته مرا تا شب یلدا ببری؟

بخورد توی سرم پیک سلامت بادت
آه از دست شرابی که تو بالا ببری

زهر مار و عسل، از روی لبم لب بردار
بیخودی بوسه به کندوی عسلها ببری

کبک کوهی خرامان! سر جایت بتمرگ
هی نخاه اینهمه صیاد به صحرا ببری

آخرین بار ِ تو باشد که میایی در خاب
بعد از این پلک نبندم که به رویا ببری

لعنتی! عمر مگر از سر راه آوردم
که همه وعده ی امروز به فردا ببری

این غزل مال تو، وردار و از اینجا گم شو
به درک با خودت آن را نبری یا ببری

"شهراد میدری"

 


[ شنبه 28 تیر 1393 ] [ 17:11 ] [ هادی ] [ نظرات ]

خسته ام از نبودنت هر روز
خسته از روزهای پر دردم
خسته از سرزمین غمگینم
خواستم تا همیشه برگردم

وسط گریه گریه کردم تا...
چشم هایت به شعر تابش کرد
تا بیایی به شعر من باید
از تمام حروف خواهش کرد

اول قصه روی برگرداند
روی من چشم های خود را بست
شعرهایی که بعد تو باشد
آشنایی زدایی محض است

خط زدم کل روزهای تو را
تکه ای کاغذی و خودکارم
من خودم پا گذاشتم به دلت
از سرت دست برنمی دارم

خسته ام از سکوت بعد از این
بی تو هرشب دوبار غمگینم
بروم بی تو، بی تو برگردم
مثل حس قطار غمگینم

چه کنم من که موی تو هرصبح
رنگ روشن به آسمان می داد؟
بی شرف چشم های لعنتی ات
آخرش کار دستمان میداد...

میروی باز چهره ات اما
وسط گریه های من تار است
هیچکس، هیچکس نمی فهمد
سرنوشت قطار تکرار است

باید این شعر را دوباره نوشت
نیستی تو دوباره نامه دهم
نیستی تو خودت بگو که چطور
بی تو این شعر را ادامه دهم...

سید علی رضائی


[ چهارشنبه 25 تیر 1393 ] [ 21:07 ] [ هادی ] [ نظرات ]


حسین آقا، نه کافه رفته است، نه کتاب خوانده است

و نه سیگار برگ برلب گذاشته و کلاه کج بر سر،


نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست!


اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید....


در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود،


اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد.

حبیب آقا عشق را معنا می کرد، نمایش نمی داد


 

 




[ پنجشنبه 19 تیر 1393 ] [ 18:44 ] [ هادی ] [ نظرات ]
آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد ...

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای ...

[ یکشنبه 15 تیر 1393 ] [ 18:33 ] [ هادی ] [ نظرات ]

تشنه یک لحظه دیدار تو ام، حال مرا
روزه داری لحظه افطار می داند فقط...

مهدی نور قربانی



[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 18:46 ] [ هادی ] [ نظرات ]

گویند خدا همیشه با ماست
ای غم، نکند خدا تو باشی...

[ پنجشنبه 12 تیر 1393 ] [ 18:59 ] [ هادی ] [ نظرات ]
 
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد !
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور که دلت قرص شود که من هستم
یک طور که
دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی . . . !
 

[ چهارشنبه 4 تیر 1393 ] [ 19:00 ] [ هادی ] [ نظرات ]

 

(او) ضمیر مفرد غایب نیست، (او) همه دنیای من است…



[ دوشنبه 2 تیر 1393 ] [ 17:32 ] [ هادی ] [ نظرات ]

اینکه کجا باشیم...هر کدام در کجای دنیا نفس بکشیم...

مهم نیست...

باران که ببارد...  هر کجا که باشیم...

                  دلمان هوای هم را می کند...

 

 


[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 10:00 ] [ هادی ] [ نظرات ]
.: هرگونه کپی برداری بدون اجازه کتبی مدیر وبلاگ جرم شناخته شده و شامل پیگرد قانونی می باشد :.

تعداد کل صفحات : 18 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا
آیا همین رنگ است؟
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد وبلاگم چیه؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب